رشد درک ما از رشد – قسمت سوم

روسو معتقد بود که رفتار، مطابق با برنامه یا زمانبندی درونی طبیعی تکامل پیدا می کند. امروزه این فرایند را بلوغ بیولوژیکی می نامیم و در آغاز مطالعه بلوغ، آرنولد گِزل(1880-1961) بیشترین نقش را ایفا کرد.

گِزل در آلما – ویسکانسین بزرگ شد. جایی که به قول خودش “در شهر من، تپه، دره، آب و هوا برای تمایز و عمق بخشیدن به فصول وجود داشتند. هر فصلی چالشها و لذتهای خاص خودش را داشت که با حضور رودخانه [می سی سیپی] همیشه در حال تغییر و استوار، برجسته تر می شد.”

گِزل از زبان مشابهی برای توصیف زیبایی که در فرایند رشد می دید – با فصلها و توالیش – استفاده می کرد.

او با مشاهده سختگیرانه به مطالعه رشد کودکان پرداخت. برای افزودن به دانشش در زمینه فرایندهای فیزیولوژیکی در سن سی سالگی به دانشکده پزشکی رفت اگر چه در آن زمان دکترای روانشناسی داشت و با موفقیت در این رشته مشغول به کار بود.

در طی پنجاه سال خدمتش  در کلینیک رشد کودک ییل، او و همکارانش مطالعات جامعی در زمینه رشد نوزادان و کودکان انجام دادند. نُرم های رفتاری که آنها توسعه دادند چنان کامل هستند که هنوز یک مرجع اصلی اطلاعات برای رواشناسان و متخصصان کودکان محسوب می شوند.

مفهوم بلوغ

گِزل معتقد بود که رشد کودک از دو عامل عمده تاثیر می پذیرد. اول اینکه کودک محصولی از محیطش است. ولی از آن اساسی تر اینست که رشد کودک از درون توسط فعالیت ژنهایش هدایت می شود. گزل این فرایند را بلوغ (maturation) نامید.

یک ویژگی بارز بلوغ اینست که همیشه در یک توالی ثابتی اتفاق می افتد. این پدیده را می توان در رشد جنین مشاهده کرد. جاییکه برای مثال قلب همیشه اولین عضوی است که رشد و شروع به کار می کند. بلافاصله بعد از آن سلولهایی که متمایز می شوند،سیستم عصبی مرکزی، مغز و نخاع را شکل می دهند. رشد مغز و سر، قبل از سایر اعضا مانند دستها و پاها صورت می گیرد. این ترتیب که توسط نقشه ژنتیکی هدایت می شود، هرگز تغییر نمی کند.

به طریق مشابه، رشد با توالی، بعد از تولد هم ادامه می یابد. برای مثال نوزادان ابتدا بر لبها و زبانشان کنترل پیدا می کنند و سپس بر حرکات چشمانشان.

بچه ها در حین رشد، یاد می گیرند که بنشینند، بایستند، راه بروند و بدوند. این ظرفیتها هم در یک توالی خاص توسعه پیدا می کنند.

البته نرخ رشد همه بچه ها یکسان نیست. در عین حال همه آنها از یک توالی عبور  می کنند. به علاوه از نظر گزل تفاوتهای فردی در نرخ رشد تا حد زیادی توسط مکانیزم ژنتیکی کنترل می شود.

همانطور که اشاره شد اثرات بلوغ و اثرات محیط از هم تفکیک می شوند. این در رشد جنین به معنای آنست که بلوغ از جنبه های محیط داخلی مانند دمای جنین و اکسیژنی که از مادر دریافت می کند، تفکیک می شود. این فاکتورهای محیطی بدون شک حیاتی هستند و رشد جنین را حمایت می کنند ولی در عین حال هیچ نقش مستقیمی در توالی ساختارها و الگوهای اتفاقات ندارند. این، کار مکانیزم بلوغ است.

گزل

بعد از تولد، کودک به محیط متفاوتی قدم می گذارد. محیطی که تنها نیازهای فیزیکی کودک را برآورده نمی کند. بلکه یک محیط فرهنگی و اجتماعی است که تلاش می کند شیوه های رفتار مناسب را نیز به کودک بیاموزد. گزل اذعان داشت که کودک به محیط اجتماعی برای به فعل در آوردن استعدادهای بالقوه اش نیاز دارد، ولی او همچنین باور داشت که عوامل اجتماعی زمانی بهترین کارایی را دارند که با اصول بلوغ داخلی هماهنگ باشند.

گِزل مشخصا با آموزش زود هنگام چیزها به کودکان مخالف بود. زمانیکه آماده باشند، زمانیکه سیستم عصبیشان به اندازه کافی بالغ شده باشد، کودکان خواهند نشست، راه خواهند رفت و حرف خواهند زد.

زمان مناسب که فرا برسد، کودکان بر اساس نیازهای درونی شروع به یادگیری یک مهارت می کنند. قبل آن آموزش ارزش زیادی ندارد و ممکن است باعث ایجاد تنش بین کودک و پرستارانش بشود.

بر اساس نگاه گِزل، تربیت فرزند باید با درک قوانین ضمنی (خرد) بلوغ شروع شود. کودکان با یک زمابندی داخلی که محصول حداقل سه میلیون سال تکامل بیولوژیکی است قدم به این جهان می گذارند. آنها به طور مشخص درباره نیازهایشان و اینکه برای چه کاری آماده هستند یا آماده نیستند، خردمندند. بنابراین والدین نباید فرزندانشان را به زور در یک قالب آماده بریزند، بلکه باید از خود آنها برای تربیتشان، سرنخ بگیرند.

ایده روسو از یک نیروی رشد درونی در دستان گِزل به اصل هدایتگر پشت تحقیقات گسترده علمی بدل شد. گزل نشان داد که مکانیزم بلوغ چگونه در عین مخفی بودن، خودش را در توالیهای رشد ظریف و فرایندهای خود کنترلی نشان می دهد. گزل نتیجه گرفت که دلایل خوبی برای این فرض که رشد از یک برنامه درونی تبعیت می کند وجود دارد.

 

۲ دیدگاه در “رشد درک ما از رشد – قسمت سوم

  1. سلام. واژه ی درست برای maturation بلوغ نیست، بلوغ بیشتر به معنای به مرحله تکامل رسیدن است چنانچه در مورد انسان دوره بلوغ داریم و معنای مشخصی را به ذهن متبادر می کند، واژه درست، نمو یافتگی یا نمو است که به معنای تحول و تحول یافتگی است. همچنین در نطریه گزل اصلی به نام خودکنترلی وجود ندارد بلکه اصل خود نظم جویی داریم چرا که خود کنترلی تفاوت اساسی معنایی و مفهومی با خود نظم دهی دارد. این مبحث توالی هم در نظریه گزل اصل مرحله است ک تعریف دقیقی در این نظام دارد. با سپاس از مطالب بسیار خوبتون جناب سخاوتی عزیز.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *